<?xml version="1.0" encoding="UTF-8" standalone="yes" ?>
<?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom" xmlns:openSearch="http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/">
<id>http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com</id>
	<title mode="escaped" type="text">با يار عشق زيباست</title>
	<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com" rel="alternate" type="text/html"/>
	<generator uri="http://www.ParsiBlog.com" version="3.50">ParsiBlog.com ATOM Generator</generator>
	<updated>Sat, 19 May 2012 02:56:31 GMT</updated>
	<author><name></name></author>

	<openSearch:totalResults>10</openSearch:totalResults>
	<openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex>
	<openSearch:itemsPerPage>10</openSearch:itemsPerPage>

<entry>
<id>tag:hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/381/%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa+27+%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87+%d9%82%d9%84%d9%82%d9%84%d9%8a/</id>
<updated>Tue, 08 May 2012 12:19:00 GMT</updated>
<title type="text">رازسکوت 27 ساله قلقلي</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div class=&quot;content&quot;&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;با &amp;laquo;شهرام لاسمي&amp;raquo; بازيگر نقش &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; که اکنون 48 ساله است، درباره شکل گيري اين شخصيت صحبت کرديم و از او پرسيديم که چرا سال هاي گذشته پر کار بود و اين اواخر کم کار شده است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img class=&quot;aligncenter size-full wp-image-19768&quot; title=&quot;IMAGE634708034907047757&quot; src=&quot;http://www.farsnevis.ir/up/2012/04/IMAGE634708034907047757.jpg&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;400&quot; height=&quot;290&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;نخستين پرسشي که درباره بازيتان مطرح است اين است که شخصيت &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; چه طور شکل گرفت؟&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;مرحوم &amp;laquo;فريماه فرهي&amp;raquo; کاري را با نام &amp;laquo;بازي، شادي، تماشا&amp;raquo; آماده کرد و از من دعوت کرد تا شخصيتي با نام &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; را بازي کنم که حرف نزند و با بازي با ميميک صورت و حرکات مفاهيم را به بچه ها آموزش دهد. اين شرايط برايم به وجود آمد و تاکنون که 27 سال از آن زمان مي گذرد، نقش &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; را بازي مي کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اگر اشتباه نکنم &amp;laquo;بازي، شادي، تماشا&amp;raquo; را با &amp;laquo;مجيد قناد&amp;raquo; اجرا کرديد؟&lt;br /&gt;بله، ابتدا با او شروع کردم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;چه حسي داشتيد و در نخستين اجرا عکس العمل بچه ها را چگونه ديديد؟&lt;br /&gt;خيلي خوب بود، بچه ها از راه دور انگشت هايشان را تکان مي دادند و من از دور به آن ها مي خنديدم و آن ها خيلي لذت مي بردند. بچه هاي آن دوره اکنون همگي بزرگ شده اند. آن دوره ارتباط خوبي برقرار کردند و اکنون هم بچه هاي آن ها ارتباط خوبي برقرار مي کنند که برايم افتخار بزرگي است.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اگر مرحوم &amp;laquo;فريماه فرهي&amp;raquo; نبود مسير بازيگري تان عوض مي شد؟&lt;br /&gt;بله، به طور قطع همين طور بود و مسير زندگي ام تغيير مي کرد. نمي دانم چه اتفاقي مي افتاد. اما اکنون در وادي بازيگري افتاده و با استادان بسياري آشنا شده ام و سعي مي کنم خود را بعد از 27 سال به روز کنم. کلاس ها و دوره هاي دوبلاژ مختلفي را گذراندم و اکنون کار جديدي براي شبکه آموزش به نام &amp;laquo;گل آموز&amp;raquo; انجام مي دهم و به جاي يک مداد صحبت مي کنم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;چه قدر شخصيت &amp;laquo;شهرام لاسمي&amp;raquo; به &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; شباهت دارد؟&lt;br /&gt;خيلي زياد، خيلي از دوستان به من مي گويند که چه قدر خوب و جوان مانده ام و اين به خاطر زنده نگه داشتن کودک درونم است و در اين زمينه موفق بودم. ارتباط بين &amp;laquo;شهرام لاسمي&amp;raquo; و &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; برقرار است؛ يعني يکي هستيم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;رمز ماندگاري و موفقيت&lt;br /&gt;فکر مي کنيد چه قدر توانسته ايد با دنياي کودکان که مخاطبانتان هستند، ارتباط برقرار کنيد؟&lt;br /&gt;خيلي ارتباط برقرار کرده ام. مي دانيد که بازيگران بسياري آمدند و رفتند و همه آن ها ماندگار نبودند. معتقدم رمز ماندگاري و موفقيتم ارتباط برقرار کردن با کودکان است و بچه ها همچنان &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; را دوست خود مي دانند و به من اعتماد دارند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;خانواده تان چه عکس العملي درباره &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; دارند؟&lt;br /&gt;آن قدر ارتباط خوبي بين بچه ها برقرار شد که دخترم وقتي کوچک بود به من مي گفت &amp;laquo;بابا قلقلي&amp;raquo;!&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; شخصيتي دوست داشتني است و بدون کلام و با انجام حرکات، پيام خود را به بچه ها انتقال مي دهد؛ چگونه توانستيد بدون اين که حتي يک کلمه صحبت کنيد روي آنتن دوام بياوريد؟&lt;br /&gt;معتقدم خيلي سخن گفتن کارايي ندارد. يک جاهايي است که شايد لازم باشد با صورتت با طرف مقابل صحبت کني، شايد اگر بخواهيد فرزند خود را تربيت کنيد و به او جلوي مهمان بگوييد اين کار را انجام بدهد و آن کار را انجام ندهد تأثيري را که با صورت و اشاره انجام مي دهيد نداشته باشد و اين به طور دقيق در کار من اجرا مي شود، بچه ها خيلي وقت ها چيزي را که مي بينند زودتر درک مي کنند تا زماني که آن را مي شنوند. پيشنهاد بي کلام بودن &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; را &amp;laquo;فريماه فرهي&amp;raquo; به من داد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;و چرا نخواستيد هيچ زمان صحبت کنيد؟&lt;br /&gt;به دليل علاقه اي که نسبت به شخصيت &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; داشتم اين شرايط را پذيرفتم. خيلي ها به من گفتند که کليشه مي شوم و تيپ هاي جديد بگيرم و از بازيگران ديگر شخصيت هاي مختلف را بردارم اما گفتم که مي خواهم با &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; و بي کلام بودنش ماندگار شوم. اکنون موفق هستم اما به لحاظ شرايط اجتماعي و کاري برايم به صرفه نبود چرا که خيلي از موقعيت هاي خوب سينمايي را که قرار بود در آن ها بازي کنم و حرف بزنم از دست دادم، اما تحمل کردم و سختي ها را پذيرفتم تا &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; ماندگار شود. اميدوارم خداوند شرايط خوبي را برايم فراهم کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;سؤال بعدي ام درباره اين مسئله است که چرا کمتر در سينما حضور داريد؟ در حال حاضر پاي بچه هاي فيتيله هم به سينما باز شده است.&lt;br /&gt;خودم خيلي علاقه مندم در سينما کار کنم اما متأسفانه اکنون شرايط سينما به لحاظ مالي مناسب نيست. اواخر سال گذشته با چند دوست معروف سينمايي ام نشستي داشتيم و به اين نتيجه رسيديم که با شرايط کنوني هزينه زيادي براي ساخت فيلم بايد صرف شود، در صورتي که نمي دانيم بازده آن چگونه است و آيا هزينه کل فيلم درمي آيد يا نه؟ به همين دليل صبر کرديم تا ببينيم در آينده چه اتفاقي مي افتد. خودم خيلي تمايل دارم که &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; را روي پرده سينما ببينم و اگر سرمايه داشتم به طور حتم اين کار را مي کردم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;بچه ها مي پرسند مگر شما حرف مي زنيد؟!&lt;br /&gt;وقتي اجراي برنامه به پايان مي رسد برخورد بچه ها با شما چگونه است؟&lt;br /&gt;تا جايي که بتوانم سعي مي کنم جلوي بچه ها صحبت نکنم تا آن فضا شکسته نشود مگر اين که براي هماهنگي و برنامه ريزي کار صحبت کنم که بچه ها تعجب مي کنند و مي پرسند که شما حرف مي زنيد؟&lt;br /&gt;برايشان توضيح مي دهم کاري که مي بينيد يک نمايش است وگرنه من هم انسان هستم و مانند ديگر انسان ها صحبت مي کنم ولي شخصيت &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; را دوست دارم و آن ها را متقاعد مي کنم تا همچنان بيننده برنامه ام بمانند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;در بحث آموزشي سوژه ها از کجا مي آيد؟&lt;br /&gt;در حال حاضر برنامه اي به نام &amp;laquo;اتل، متل، تماشا&amp;raquo; را براي شبکه دوم سيما روي آنتن دارم که روزهاي فرد ساعت 9 صبح پخش مي شود و &amp;laquo;سارا روستاپور&amp;raquo; علاوه بر کارگرداني، مجري آن هم هست. اين برنامه آموزشي، مهدکودکي مجازي است، براي بچه هايي که مهدکودک ندارند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;کتاب قصه هاي &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; چه زماني منتشر مي شود؟&lt;br /&gt;قرار است يک سري قصه ها منتشر شود و اکنون 5 جلد قصه آماده است. اجازه بدهيد درباره کتاب ها توضيح ندهم. تلاش مي کنيم تا زمان برگزاري نمايشگاه کتاب به چاپ برسد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;اگر روزي بخواهيد از &amp;laquo;قلقلي&amp;raquo; خداحافظي کنيد، چه احساسي خواهيد داشت؟&lt;br /&gt;** خيلي برايم سخت است مگر اين که شرايط جديدي برايم به وجود آيد که بتوانم عادت کنم چون در غير اين صورت از لحاظ روحي ضربه مي خورم.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;شغل ديگري ندارم&lt;br /&gt;آيا غير از بازيگري با توجه به مقوله دستمزد و امرار معاش شغل ديگري هم داريد؟&lt;br /&gt;خير؛ متأسفانه شغل ديگري ندارم. البته علاوه بر تلويزيون اگر براي اجراهاي ملي، مذهبي، مناسبتي، جشن هاي فرهنگي و اعياد از من دعوت کنند، مي روم که تعدادشان خيلي کم و به اندازه انگشتان يک دست شده است. امسال صحبت هايي شده که قرار است ارديبهشت در خدمت مردم خوب خراسان باشم. 17 سال است که بيمه خانه سينما هم هستم اما با توجه به تعطيلي خانه سينما نمي دانم چه اتفاقي مي افتد.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;منبع : &lt;a href=&quot;http://www.fardanews.com/fa/news/198824/%D8%B1%D8%A7%D8%B2%D8%B3%D9%83%D9%88%D8%AA-27-%D8%B3%D8%A7%D9%84%D9%87-%D9%82%D9%84%D9%82%D9%84%DB%8C-%D8%B9%D9%83%D8%B3&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #225588;&quot;&gt;افکار نيوز&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div class=&quot;fixed&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;meta&quot;&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/381/%d8%b1%d8%a7%d8%b2%d8%b3%da%a9%d9%88%d8%aa+27+%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%87+%d9%82%d9%84%d9%82%d9%84%d9%8a/" title="رازسکوت 27 ساله قلقلي" type="text/html" />
<author><name></name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/380/%da%af%d9%88%d8%b4+%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b4+%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86+%d8%a8%d9%88%d9%82+%d8%af%d9%88%da%86%d8%b1%d8%ae%d9%87+%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86+%d8%a8%d8%a7+%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%8a%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%8a+%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%af+%d9%87%d9%88%d8%a7%d9%be%d9%8a%d9%85%d8%a7+%d8%b3%d8%a7%d8%ae/</id>
<updated>Tue, 08 May 2012 12:16:00 GMT</updated>
<title type="text">گوش خراش ترين بوق دوچرخه جهان با صدايي به بلندي فرود هواپيما ساخ</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div id=&quot;ctl00_content_NewsContent&quot; class=&quot;newsTitleContainer&quot;&gt;
&lt;div class=&quot;NewsImage&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img id=&quot;newsImage&quot; title=&quot;گوش خراش ترين بوق دوچرخه جهان&quot; src=&quot;http://www.fardanews.com/files/fa/news/1391/2/18/93350_507.jpg&quot; alt=&quot;گوش خراش ترين بوق دوچرخه جهان&quot; width=&quot;580&quot; height=&quot;735&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;newsPartsContainer&quot;&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;يک مخترع در تلاش براي آن چه که ايمني بيشتر دوچرخه&amp;nbsp;سواران عنوان کرده، نوعي بوق ساخته است که صداي آن با صداي بلند شدن و فرود يک هواپيماي کنکورد از زمين برابري مي&amp;nbsp;کند! به گزارش ايسنا، اين بوق از يک استوانه دستگاه تنفس هواي غواصان توليد شده و به انتشار صدايي با شدت 178 دسي&amp;nbsp;بل مي&amp;nbsp;پردازد. يک جت جنگي اف 14 به توليد صداي 130 دسي&amp;nbsp;بل مي&amp;nbsp;پردازد و صداي فرود هواپيماي کنکورد حدود 119 دسي&amp;nbsp;بل است. صداي اين بوق حتي از فاصله 30 متري بسيار بلندتر از صداي استاندارد 110 دسي&amp;nbsp;بلي يک کاميون است. اين صدا به قدري بلند است که خود مخترع در زمان راندن دوچرخه از هدفون استفاده مي&amp;nbsp;کند&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a title=&quot;خراسان - مورخ سه&amp;zwnj;شنبه 1391/02/19 شماره انتشار 18113 &quot; href=&quot;http://www.khorasannews.com/News.aspx?id=4098&amp;amp;type=1&amp;amp;year=1391&amp;amp;month=2&amp;amp;day=19&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/380/%da%af%d9%88%d8%b4+%d8%ae%d8%b1%d8%a7%d8%b4+%d8%aa%d8%b1%d9%8a%d9%86+%d8%a8%d9%88%d9%82+%d8%af%d9%88%da%86%d8%b1%d8%ae%d9%87+%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86+%d8%a8%d8%a7+%d8%b5%d8%af%d8%a7%d9%8a%d9%8a+%d8%a8%d9%87+%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%8a+%d9%81%d8%b1%d9%88%d8%af+%d9%87%d9%88%d8%a7%d9%be%d9%8a%d9%85%d8%a7+%d8%b3%d8%a7%d8%ae/" title="گوش خراش ترين بوق دوچرخه جهان با صدايي به بلندي فرود هواپيما ساخ" type="text/html" />
<author><name></name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/379/%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87+%d8%a8%d9%87+%da%a9%d9%8a%d9%81%d9%8a%d8%aa+%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa+%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%8c+%d8%ad%d9%84%d9%82%d9%87+%d9%85%d9%81%d9%82%d9%88%d8%af%d9%87+%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d9%8a+%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2/</id>
<updated>Tue, 08 May 2012 11:36:00 GMT</updated>
<title type="text">توجه به کيفيت سلامت رواني، حلقه مفقوده زندگي امروز</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div id=&quot;ctl00_content_NewsContent&quot; class=&quot;newsTitleContainer&quot;&gt;
&lt;div class=&quot;NewsImage&quot;&gt;&amp;nbsp;
&lt;div id=&quot;newsImageDeion&quot; class=&quot;newsImageDeion&quot; style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;استرس&quot; src=&quot;http://www.mums.ac.ir/shares/ch_tayebad/baloochzadehz1/stress%20kar.jpg&quot; alt=&quot;استرس&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;401&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;newsPartsContainer&quot;&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;در خانه&amp;nbsp;ات نشسته&amp;nbsp;اي و ليوان چاي در دست داري که ناگهان داد و فرياد همسايه&amp;nbsp;ها بلند مي&amp;nbsp;شود و حکايت از يک دعواي خانوادگي دارد که به سادگي به بيرون منزل کشيده شده است. يا وقتي در خيابان به هزار و يک دغدغه&amp;nbsp;ات مي&amp;nbsp;انديشي رانندگاني را مي&amp;nbsp;بيني که ناگهان از خودرو بيرون مي&amp;nbsp;آيند و به جان يکديگر مي&amp;nbsp;افتند آن هم به خاطر يک خراش جزئي روي سپر خودرو...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کافي است صبح که از خانه بيرون مي&amp;nbsp;آيي به چهره افراد بيشتر نگاه کني در اتوبوس، قطار&amp;nbsp;شهري و معابر عمومي چهره&amp;nbsp;هاي شاد و پرانرژي کمتري خواهي ديد. همه ما روزانه تصاويري از اين قبيل را مي&amp;nbsp;بينيم. صفحات حوادث روزنامه&amp;nbsp;ها بوي دود و رنگ خون دارد و آيا نبايد از اين بترسيم که روزي جمعيت راهروي دادگاه&amp;nbsp;ها از حاضران در پارک&amp;nbsp;ها بيشتر شود؟ بالا رفتن آمار اعتياد، طلاق، خودکشي و افسردگي در هر جامعه&amp;nbsp;اي شايد به نوعي دلالت بر نبود سلامت روان داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartSubTitle&quot;&gt;سلامت رواني اثربخش&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;اين سوالي است که به احتمال زياد هيچ&amp;nbsp;کدام از ما تا به حال از خود نپرسيده&amp;nbsp;ايم. شايد اگر هر کدام از ما يک بار اين سوال را از خود مي&amp;nbsp;پرسيد کيفيت سلامت رواني به حلقه مفقوده زندگي ما بدل نمي&amp;nbsp;شد. مشاهده فحش و فرياد و آزار و دعوا در کوچه و خيابان، خشونت و انحراف و اعتياد در صفحه حوادث روزنامه&amp;nbsp;ها و راهروهاي شلوغ دادگاه&amp;nbsp;ها بخش گريزناپذيري از زندگي ما شده است. آيا بهداشت رواني جامعه و فرد شايسته چنين بي&amp;nbsp;توجهي است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartSubTitle&quot;&gt;واقعا بهداشت رواني چيست؟&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;سازمان بهداشت جهاني، بهداشت رواني را اين گونه تعريف مي&amp;nbsp;کند: &amp;laquo;بهداشت رواني در درون مفهوم کلي بهداشت قرار دارد و بهداشت &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;يعني توانايي کامل براي ايفاي نقش&amp;nbsp;هاي رواني و جسمي، بهداشت به معناي نبود بيماري يا عقب&amp;nbsp;ماندگي نيست.&lt;/span&gt; انجمن بهداشت رواني کانادا نيز در يک نگاه جامع بهداشت رواني را در 3 قسمت &amp;laquo;نگرش&amp;nbsp;هاي مربوط به خود، نگرش&amp;nbsp;هاي مربوط به ديگران و نگرش&amp;nbsp;هاي مربوط به زندگي، تعريف مي&amp;nbsp;کند. از نظر اين انجمن &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;بهداشت رواني يعني &amp;laquo;توانايي سازگاري با ديدگاه&amp;nbsp;هاي خود، ديگران و رويارويي با مشکلات روزمره زندگي.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهداشت رواني از آن جهت که رابطه مستقيمي با عملکرد فردي- اجتماعي و آسيب&amp;nbsp;هاي رواني- اجتماعي دارد از اهميت زيادي برخوردار است. از ديگر سو موضوع بهداشت رواني و تأمين آن بايد براي مردم، سازمان&amp;nbsp;ها و دولت&amp;nbsp;ها بسيار مهم باشد چرا که با کارايي فردي و اجتماعي افراد و در کنار آن با پيشرفت&amp;nbsp;هاي علمي، صنعتي و... جامعه گره خورده است. حال بايد پرسيد که آيا شدت اهميت اين مسئله به ميزاني رسيده است که بر کارايي و تأثيرگذاري فرد در جامعه ايراني موثر باشد؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartSubTitle&quot;&gt;روايت آماري&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;آمار در اين باره پاسخ روشني نمي&amp;nbsp;دهد چرا که در زمينه ميزان شيوع اختلالات رواني در کشور ما اطلاع&amp;nbsp;رساني دقيقي صورت نمي&amp;nbsp;گيرد. افسردگي، اضطراب، اعتياد و خودکشي همگي مولفه&amp;nbsp;هاي ميزان سلامت رواني يک جامعه مي&amp;nbsp;تواند باشد که معمولا آمار دقيقي از آن&amp;nbsp;ها در کشور ما منتشر نمي&amp;nbsp;شود. اين در حالي است که سازمان بهداشت جهاني اعلام کرده است که سالانه يک&amp;nbsp;ميليون نفر در سراسر جهان و به طور عمده جوانان با خودکشي به زندگي خويش پايان مي&amp;nbsp;دهند. اين سازمان همچنين ادعا کرده است که يک&amp;nbsp;چهارم جمعيت جهان متأثر از يک بيماري رواني در اطرافيان خود هستند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بر اساس گزارش اين سازمان در سال 2011 حداقل يک ميليون و 18&amp;nbsp;هزار بيمار رواني مزمن در 144 کشور ضعيف و در حال توسعه جهان وجود داشته است. اما آمار داخلي به گونه ديگري است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رئيس انجمن روان&amp;nbsp;پزشکان کشور در گفت&amp;nbsp;و&amp;nbsp;گو با ايسنا با بيان اين&amp;nbsp;که افسردگي يکي از عمده&amp;nbsp;ترين بيماري&amp;nbsp;هايي است که ارگانيسم انسان را به استرس شديد دچار مي&amp;nbsp;کند گفته است: &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;استرس بر همه بيماري&amp;nbsp;ها از جمله جوش خوردن استخوان&amp;nbsp;ها و بهبود زخم&amp;nbsp;ها گرفته تا درمان زخم&amp;nbsp;معده و بيماري&amp;nbsp;هاي عفوني تأثير منفي مي&amp;nbsp;گذارد.&lt;/span&gt; دکتر احمد&amp;nbsp;جليلي با اشاره به آمار افسردگي در ايران و جهان گفت: آمار مختلفي در اين زمينه وجود دارد. بر اساس يکي از اين آمار 25&amp;nbsp;درصد از کل جمعيت هر کشور به نحوي از يک يا چند بيماري رواني رنج مي&amp;nbsp;برند. اين آمار در ايران حدود 33&amp;nbsp;درصد است که &amp;nbsp;دوسوم آن را مبتلايان به افسردگي تشکيل مي&amp;nbsp;دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;به گزارش فارس با بررسي&amp;nbsp;هاي انجام شده در روستاهاي کشور نيز مشخص شد حدود 35&amp;nbsp;درصد زنان دچار بيماري رواني هستند. اين در حالي است که مديرکل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت با استناد به آمار 10&amp;nbsp;سال پيش اعلام کرد که بيماري&amp;nbsp;هاي رواني در بزرگسالان کشور از متوسط شيوع 21&amp;nbsp;درصدي برخوردار است. به گزارش شايلنا عباسعلي ناصحي افزود: بر اساس اين آمار اختلالات روان در زنان از شيوع 26&amp;nbsp;درصدي و در مردان کشور از شيوع 16&amp;nbsp;درصدي برخوردار است. وي همچنين ميزان اختلالات رواني در کودکان کشور را نيز دست کم 20&amp;nbsp;درصد اعلام کرد. آمار اختلالات رواني در سطح جهان نيز در حال افزايش است. به گزارش مهر، پروفسور حميد&amp;nbsp;قدس استاد دانشگاه سنت&amp;nbsp;جرج لندن با اشاره به اين&amp;nbsp;که 450&amp;nbsp;ميليون نفر در جهان دچار اختلالات رواني هستند گفت: 121 ميليون نفر نيز از افسردگي رنج مي&amp;nbsp;برند و پيش&amp;nbsp;بيني مي&amp;nbsp;شود تا سال 2020 اين بيماري&amp;nbsp;ها در جهان 15&amp;nbsp;درصد افزايش داشته باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخي آمار نيز ميزان شيوع اختلالات رواني در کشور را حدود 22&amp;nbsp;درصد نشان مي&amp;nbsp;دهد که نسبت به جمعيت کشور حدود 15&amp;nbsp;ميليون نفر را در بر&amp;nbsp;مي&amp;nbsp;گيرد. به گزارش خبر آنلاين در بين انواع اختلالات نيز اضطراب و افسردگي بيشترين آمار را دارد و جمعيتي بين 10 تا 12&amp;nbsp;درصد ايراني&amp;nbsp;ها به آن مبتلايند. اين گزارش حاکي است بيماري&amp;nbsp;هاي رواني هم&amp;nbsp;اکنون رتبه دوم بيماري&amp;nbsp;ها را در کشور ما دارد. در اين بين رئيس ستاد سامان&amp;nbsp;دهي بيماران رواني مزمن سازمان بهزيستي کشور با استناد به آمار منتشر&amp;nbsp;شده توسط سازمان بهداشت جهاني در سال 2007 مي&amp;nbsp;گويد: 25&amp;nbsp;درصد جمعيت جهان به نوعي با طيف&amp;nbsp;هاي گوناگون بيماري&amp;nbsp;هاي روحي و رواني دست به گريبان&amp;nbsp;اند و اين در حالي است که بيماري&amp;nbsp;هاي رواني و افسردگي يکي از 5 بيماري دنيا به شمار مي&amp;nbsp;رود که 60&amp;nbsp;درصد مرگ&amp;nbsp;و&amp;nbsp;مير در دنيا را به خود اختصاص داده است. به گزارش ايسنا دکتر حسين نحوي&amp;nbsp;نژاد مي&amp;nbsp;افزايد: افسردگي چهارمين عامل سال&amp;nbsp;هاي از دست رفته عمر به دليل ناتواني در دنيا به شمار مي&amp;nbsp;رود که اين علت اولين عامل سال&amp;nbsp;هاي از دست رفته عمر به دليل ناتواني فرد در ايران است. اما آمار ديگري نيز وجود دارد که اختلاف زيادي با نمونه&amp;nbsp;هاي قبلي دارد. سوم اسفندماه سال گذشته احمد نوربالا عضو هيئت علمي دانشگاه علوم پزشکي در دومين همايش سالانه سلامت روان و رسانه به افزايش 60 درصدي ميزان بيماري&amp;nbsp;هاي رواني طي 9 سال اشاره کرد و گفت: 2 مورد مطالعه&amp;nbsp;اي که در سال&amp;nbsp;هاي 1378 و 87 انجام شده نشان مي&amp;nbsp;دهد که ميزان شيوع اختلال&amp;nbsp;هاي رواني در ميان ايرانيان در فاصله 9 سال 60 درصد افزايش پيدا کرده و به اندکي بيش از 34 درصد رسيده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartSubTitle&quot;&gt;همه سراغ روان&amp;nbsp;شناس نمي&amp;nbsp;روند&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;در حالي که نمي&amp;nbsp;توان بر اساس آمار غيرواقعي برنامه&amp;nbsp;ريزي منسجمي کرد دانستن اين نکته که تعداد زيادي از افراد جامعه بنا به دلايل فرهنگي، مشکلات رواني خود را با متخصصان امر در ميان نمي&amp;nbsp;گذارند، حکايت از وجود جمعيتي مخفي از بيماران رواني در کشور دارد. همچنين کساني را که نسبت به بيماري خود آگاهي ندارند و خود را فردي سالم مي&amp;nbsp;پندارند نيز بايد به اين جمعيت افزود. به گفته دبير انجمن علمي روان&amp;nbsp;پزشکان کشور کمتر از 10 درصد از کساني که اختلالات رواني دارند به پزشک يا مراکز درماني مراجعه مي&amp;nbsp;کنند. دکتر مظاهر در بيان علت اين موضوع مي&amp;nbsp;گويد: اين افراد خود را بيمار نمي&amp;nbsp;دانند يا به علل فرهنگي به پزشک مراجعه نمي&amp;nbsp;کنند. شايد يکي از پيامدهاي ناگوار بروز اختلالات رواني در جامعه، افزايش مراجعات به افرادي است که هيچ علم و تخصصي در زمينه روان&amp;nbsp;پزشکي و روان&amp;nbsp;شناسي ندارند اما متاسفانه از اقبال نسبي برخوردارند. اين افراد در قالب دعانويس، رمال و فال&amp;nbsp;گير، از ساده&amp;nbsp;انديشي برخي افراد نهايت بهره را مي&amp;nbsp;برند و آن&amp;nbsp;ها را سرکيسه مي&amp;nbsp;کنند. مطالعات کشوري نشان مي&amp;nbsp;دهد حدود 10 درصد جمعيت 15 تا 65 سال کشور به اين قبيل افراد مراجعه مي&amp;nbsp;کنند. يکي ديگر از دلايل مراجعه نکردن افراد نزد پزشک و مراکز درماني نيز وحشت از &amp;laquo;انگ خوردن&amp;raquo; است. به گفته دکتر جليلي مردم به دليل &amp;laquo;انگ&amp;raquo; رواني بودن به روان&amp;nbsp;پزشک مراجعه نمي&amp;nbsp;کنند که اين عامل باعث افزايش آمار بيماران رواني خواهد شد از طرفي اين موضوع باعث خوددرماني مي&amp;nbsp;شود و افراد به راحتي از داروخانه&amp;nbsp;ها داروي آرام&amp;nbsp;بخش تهيه مي&amp;nbsp;کنند که باعث تشديد بيماري و حتي بهبود نيافتن فرد شود بنابراين بايد با فرهنگ&amp;nbsp;سازي درست مردم را تشويق به مراجعه نزد روان&amp;nbsp;پزشک کرد. دکتر شهرياري نيز در اين&amp;nbsp;باره مي&amp;nbsp;گويد: متاسفانه در جامعه ما کسي که نياز به خدمات و مشاوره&amp;nbsp;هاي روان&amp;nbsp;پزشکي دارد مي&amp;nbsp;ترسد در صورت مراجعه به روان&amp;nbsp;پزشک يا روان&amp;nbsp;شناس به وي انگ ديوانه زده شود و به همين دليل نيز ترجيح مي&amp;nbsp;دهد اصلا به متخصص مربوطه مراجعه نکند. اما از سوي ديگر مسئله ناآشنايي مردم با انواع بيماري&amp;nbsp;هاي رواني مي&amp;nbsp;تواند علت مراجعه نکردن به روان&amp;nbsp;شناسان و روانپزشکان باشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرخنده رحماني مددکار اجتماعي نيز بي&amp;nbsp;اطلاعي افراد مبتلا به بيماري رواني از بيماري&amp;nbsp;شان را يکي از دلايل افزايش بيماري&amp;nbsp;هاي رواني مي&amp;nbsp;داند و مي&amp;nbsp;گويد: بيشتر اين افراد تصور مي&amp;nbsp;کنند که عادي و متعادل&amp;nbsp;اند و در نتيجه به فکر درمان نيستند و وقتي به مراکز مشاوره، بهزيستي و درماني مراجعه مي&amp;nbsp;کنند که بيماري&amp;nbsp;شان تشديد و مزمن شده است. بدون شک کار فرهنگي و رسانه&amp;nbsp;اي تاثير فراواني در آشنايي مردم با اختلالات رواني و شکستن تابوي وحشت از انگ خوردن دارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartSubTitle&quot;&gt;منشاء اختلالات رواني از چيست؟&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;عوامل مختلفي در افزايش اختلالات رواني در جامعه تاثيرگذار است. به گزارش خراسان دانشيار گروه روان&amp;nbsp;پزشکي دانشگاه علوم پزشکي تهران علل بروز و شيوع بيماري&amp;nbsp;هاي رواني را تک عاملي نمي&amp;nbsp;داند بلکه تجزيه تحليل آن را دشوار توصيف مي&amp;nbsp;کند و مي&amp;nbsp;گويد: معمولا عوامل بسيار متعددي که برخي از آن&amp;nbsp;ها شناخته شده و برخي ديگر ناشناخته&amp;nbsp;اند در بروز و شيوع بيماري&amp;nbsp;هاي رواني موثر است. دکتر همايون اميني مي&amp;nbsp;افزايد: بنابراين وقتي بخواهيم براي پيش&amp;nbsp;گيري از بيماري&amp;nbsp;هاي رواني اقدامي انجام دهيم به دليل اين که عوامل ناشناخته متعددي در بروز بيماري&amp;nbsp;ها نقش دارند ممکن است موفق نباشيم اما به هر حال در هر جامعه&amp;nbsp;اي برخي عوامل اگر افزايش پيدا کند احتمالا بيماري&amp;nbsp;هاي رواني افزايش پيدا مي&amp;nbsp;کند اين روان&amp;nbsp;پزشک در ادامه به مشکلات اقتصادي اشاره مي&amp;nbsp;کند و مي&amp;nbsp;گويد: کاهش مشکلات اقتصادي و برنامه&amp;nbsp;ريزي براي اقتصاد کشورها معمولا در دست دولت&amp;nbsp;هاست و آمار نشان مي&amp;nbsp;دهد که هر زمان فقر يا مشکلات اقتصادي در جامعه افزايش پيدا مي&amp;nbsp;کند به دليل تبعات ناشي از آن بيماري&amp;nbsp;هاي رواني افزايش پيدا مي&amp;nbsp;کند و برعکس هر وقت فقر و مشکلات اقتصادي کاهش پيدا مي&amp;nbsp;کند ممکن است برخي از بيماري&amp;nbsp;هاي رواني نيز کاهش يابد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وي جنگ و نابه&amp;nbsp;ساماني&amp;nbsp;هاي اجتماعي را نيز در افزايش برخي بيماري&amp;nbsp;هاي رواني موثر مي&amp;nbsp;داند در حالي که برخي حوادث طبيعي از جمله سيل و زلزله نيز بر افزايش مشکلات رواني موثر است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;کارشناسان عوامل ديگري مثل برآورده نشدن نيازهاي اوليه، ناکامي، استرس، يادگيري، مسائل اجتماعي و رسانه&amp;nbsp;هاي جمعي و... را از عمده&amp;nbsp;ترين تاثيرگذاران بر بهداشت رواني ذکر مي&amp;nbsp;کنند. همچنين افزايش مصرف مواد مخدر صنعتي و سنتي نيز يکي ديگر از عوامل موثر بر بالا رفتن ميزان اختلالات رواني در يک کشور است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اين در حالي است که به گفته حسين نحوي&amp;nbsp;نژاد رئيس ستاد بيماران رواني و مزمن سازمان بهزيستي مشکلات رواني و روحي نيز تبعات جدي از نظر مسائل اقتصادي و اجتماعي جامعه بر جاي مي&amp;nbsp;گذارد به طوري که فرد و خانواده&amp;nbsp;اش از چرخه توليد و اقتصاد خارج مي&amp;nbsp;شوند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartSubTitle&quot;&gt;چه بايد کرد؟&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;متخصصان و کارشناسان از مراجعه نکردن افراد به مراکز درماني و مشاوره به عنوان يکي از عوامل موثر در تهديد سلامت رواني جامعه ياد مي&amp;nbsp;کنند اما در برابر اين دغدغه مسئله ديگر نيز ذهن را به خود مشغول مي&amp;nbsp;کند و آن اين است که آيا به تعداد مورد نياز متخصص و مرکز درماني وجود دارد و بيمه&amp;nbsp;ها از اين افراد حمايت مي&amp;nbsp;کنند؟ به گزارش ايسنا رئيس انجمن علمي روان&amp;nbsp;پزشکان از کمبود حداقل 30 هزار تخت رواني در کشور مي&amp;nbsp;گويد و مي&amp;nbsp;افزايد: کمبود تخت&amp;nbsp;هاي رواني و نبود پوشش بيمه&amp;nbsp;اي مناسب بيماري&amp;nbsp;هاي رواني از مشکلات اصلي روان&amp;nbsp;پزشکي کشور است. به گفته دکتر جليلي در حال حاضر در کشور حداقل به 40 هزار تخت روان&amp;nbsp;پزشکي نياز است و اين در حالي است که تا اواخر سال 88 حدود 10 هزار تخت روان&amp;nbsp;پزشکي در کشور موجود بود. دکتر شهرياري نيز عضو کميسيون بهداشت در اين&amp;nbsp;باره مي&amp;nbsp;گويد: ابتلاي افراد به بيماري&amp;nbsp;هاي رواني متاسفانه روز به روز بيشتر مي&amp;nbsp;شود و اين خطر جدي است. به همين دليل از چند سال پيش در نظام بهداشتي درماني کشور مشاوره&amp;nbsp;هاي روان&amp;nbsp;پزشکي پيش&amp;nbsp;بيني شد و اقداماتي نيز انجام گرفت اما اين مسئله هرگز جدي گرفته نشد به گزارش انتخاب دکتر مظاهرنيز با اشاره به خدمات بيمارستان به بيماران رواني افزود: هم اکنون تعداد تخت&amp;nbsp;هايي که در کشور براي اين بيماران وجود دارد 10هزار تخت است که در مراکز درماني خصوصي و دولتي وجود دارد اما به 3برابر شدن اين ميزان نياز داريم عليرضا عزيزي يک کارشناس مسائل اجتماعي نيز در گفت&amp;nbsp;وگو با خراسان ضمن بيان اين نکته که در سال&amp;nbsp;هاي اخير مراکز مشاوره در سطح کشور گسترش چشمگيري داشته است، تصريح کرد: &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;مشاوره بايد به جزئي از زندگي هر فردي تبديل شود و همه حتي کساني که تصور سلامت کامل دارند بايد به اين مراکز مراجعه کنند.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartSubTitle&quot;&gt;پيشگيري بهتر از درمان&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;دکتر ابهري آسيب&amp;nbsp;شناس اجتماعي درباره پيشگيري از بروز اختلالات رواني مي&amp;nbsp;گويد: ايجاد شادي و نشاط اجتماعي، همين طور رفاه اجتماعي و رفع تبعيض&amp;nbsp;ها و برقراري عدالت اجتماعي مي&amp;nbsp;تواند بهترين عوامل پيشگيري از اختلالات رواني باشد. اين در حالي است که دکتر ناصحي مدير کل دفتر سلامت رواني، اجتماعي و اعتياد وزارت بهداشت معتقد است که در مورد پيشگيري از بيماري&amp;nbsp;هاي روان دست اين وزارتخانه زياد باز نيست زيرا مشکلات جسمي از روش&amp;nbsp;هاي پيشگيري قاطعي برخوردارند اما پيشگيري از اختلالات روان به راحتي پيشگيري از مسائل جسمي نيست و نياز به کار مستمر و پيگيري اقدامات دارد. دکتر اميني نيز در اين باره مي&amp;nbsp;گويد: &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;بايد مهارت&amp;nbsp;هاي اجتماعي و مهارت&amp;nbsp;هاي زندگي را از سنين پيش&amp;nbsp;دبستاني و دبستان آموزش دهيم و بايد به طور سيستماتيک اين آموزش&amp;nbsp;ها به کودکان و حتي والدين آن&amp;nbsp;ها در مدارس داده شود.&lt;/span&gt; اما نکته جالبي که در اين زمينه وجود دارد اين است که تجربه نشان داده در جوامعي که مردم اعتقادات ديني کمتر يا سست&amp;nbsp;تري دارند اختلالات رواني بيشتري به چشم مي&amp;nbsp;خورد و تقويت اعتقادات مذهبي و ديني با افزايش ميزان سلامت رواني جامعه رابطه&amp;nbsp;اي مستقيم دارد. به نظر مي&amp;nbsp;رسد وقتش رسيده که از خود بپرسيم سلامت رواني تا چه اندازه در زندگي روزمره ما اثربخش است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div class=&quot;NewsPartBody&quot;&gt;
&lt;p&gt;&lt;a title=&quot;خراسان - مورخ يکشنبه 1391/02/17 شماره انتشار 18111 نويسنده: محمد نقايي&quot; href=&quot;http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&amp;amp;year=1391&amp;amp;month=2&amp;amp;day=17&amp;amp;id=1957&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/379/%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87+%d8%a8%d9%87+%da%a9%d9%8a%d9%81%d9%8a%d8%aa+%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa+%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%8a%d8%8c+%d8%ad%d9%84%d9%82%d9%87+%d9%85%d9%81%d9%82%d9%88%d8%af%d9%87+%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%d9%8a+%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%88%d8%b2/" title="توجه به کيفيت سلامت رواني، حلقه مفقوده زندگي امروز" type="text/html" />
<author><name></name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/378/%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87+%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86/</id>
<updated>Tue, 01 May 2012 20:32:00 GMT</updated>
<title type="text">بخشنامه اي عليه قانون</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;رئيس  جمهور روز گذشته در بخشنامه&amp;nbsp;اي به کليه دستگاه&amp;nbsp;هاي اجرايي مکاتبات مجلس  شوراي اسلامي با دستگاه&amp;nbsp;هاي اجرايي در خصوص لغو برخي مصوبات مربوط به دولت و  مراجع و مقامات دولتي را خلاف نص صريح قانون اساسي و فاقد وجاهت حقوقي و  قانوني دانسته و تأکيد کرد که هيچ يک از اصول قانون اساسي چنين اختياري را  صراحتا و يا تلويحا به رئيس محترم مجلس شوراي اسلامي اعطا نکرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخشنامه رئيس جمهور اين سوال را پيش مي&amp;nbsp;آورد که چگونه تا کنون اين رويه به زعم دولت غيرقانوني و غيرحقوقي ادامه پيدا کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رئيس  جمهور در متن بخشنامه&amp;nbsp;اي که به دستگاه&amp;nbsp;هاي اجرايي ابلاغ کرده است توضيح  مبسوطي درباره دلايل اين غيرقانوني بودن ارائه نمي&amp;nbsp;کند و صرفا به اصل 113 و  121 قانون اساسي استناد کرده است که به نظر مي&amp;nbsp;رسد چندان مرتبط با اين  مسئله نباشد. اصل 113 قانون اساسي رئيس جمهور را عالي&amp;nbsp;ترين مقام رسمي کشور  پس از مقام رهبري و مسئول اجراي قانون اساسي عنوان مي&amp;nbsp;کند و اصل 121 نيز  متن سوگند نامه رئيس جمهور مي&amp;nbsp;باشد. اين در حالي است که اصل 138 قانون  اساسي حدود اختيارات دولت در تصويب آيين&amp;nbsp;نامه&amp;nbsp;هاي اجرايي قوانين و تصويب  نامه&amp;nbsp;هاي مورد نياز قوه مجريه براي تسهيل در اجراي وظايف خود و مرجع نظارت  بر اين آيين&amp;nbsp;نامه را مشخص کرده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تصويب قوانين بر اساس اصل تفکيک  قوا و مطابق با قانون اساسي بر عهده قوه مقننه که متشکل از نمايندگان ملت  است مي&amp;nbsp;باشد با اين وجود با توجه به اين که مجلس اصولا به وضع کليات قوانين  و تعيين چارچوب قواعد مي&amp;nbsp;پردازد اين قوانين براي اجرايي شدن نيازمند وضع  آيين&amp;nbsp;نامه&amp;nbsp;ها و مقرراتي است قوه مجريه با توجه به اين که از نزديک درگير  امور اجرايي است بهتر مي&amp;nbsp;تواند مقررات و آيين&amp;nbsp;نامه&amp;nbsp;هاي اجرايي قانون را وضع  کند لذا بر اساس اصل 138 اين صلاحيت براي دولت در نظر گرفته شده است. اما  در همين اصل به تصريح وضع اين آيين&amp;nbsp;نامه را در محدوده قوانين تعيين کرده  است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اصل 138 قانون اساسي تصريح مي&amp;nbsp;کند: &amp;laquo;علاوه بر مواردي که هيئت  وزيران يا وزيري مأمور تدوين آيين&amp;nbsp;نامه&amp;nbsp;هاي اجرايي قوانين مي&amp;nbsp;شود، هيئت  وزيران حق دارد براي انجام وظايف اداري و تأمين اجراي قوانين و تنظيم  سازمان&amp;nbsp;هاي اداري به وضع تصويب&amp;nbsp;نامه و آيين&amp;nbsp;نامه بپردازد، هر يک از وزيران  نيز در حدود وظايف خويش و مصوبات هيئت وزيران حق وضع آيين&amp;nbsp;نامه و صدور  بخشنامه را دارد ولي مفاد اين مقررات نبايد با &amp;laquo;متن و روح قوانين&amp;raquo; مخالف  باشد. دولت مي&amp;nbsp;تواند تصويب برخي از امور مربوط به وظايف خود را به  کميسيون&amp;nbsp;هاي متشکل از چند وزير واگذار نمايد. مصوبات اين کميسيون&amp;nbsp;ها در  &amp;laquo;محدوده قوانين&amp;raquo; پس از تأييد رئيس جمهور لازم الاجراست.&amp;raquo; اما براي اين که  مرجع تشخيص رعايت &amp;laquo;محدوده قوانين&amp;raquo; روشن باشد اصل 138 قانون اساسي جاي هيچ  ابهامي نگذاشته است: &amp;laquo;تصويب نامه&amp;nbsp;ها و آيين&amp;nbsp;نامه&amp;nbsp;هاي دولت و مصوبات  کميسيون&amp;nbsp;هاي مذکور در اين اصل، ضمن ابلاغ براي اجرا به اطلاع رئيس مجلس  شوراي اسلامي مي&amp;nbsp;رسد، تا در صورتي که آن&amp;nbsp;ها را بر خلاف قوانين بيابد با ذکر  دليل براي تجديدنظر به هيئت وزيران بفرستد.&amp;raquo;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;هر چند صراحت اصل 138  جاي توضيح ديگري باقي نمي&amp;nbsp;گذارد اما براي غير حقوقي بودن بخشنامه جديد رئيس  جمهور اشاره به ماده واحده قانون نحوه اجراي اصل 85 و 138 قانون اساسي در  رابطه با مسئوليت رئيس مجلس مفيد به نظر مي&amp;nbsp;رسد: &amp;laquo;چنان چه اين قبيل مصوبات  (مصوبات دولت) بعضا يا کلا خلاف قانون تشخيص داده شوند حسب مورد هيئت  وزيران و يا کميسيون مربوطه مکلف است ظرف يک هفته پس از اعلام نظر رئيس  مجلس نسبت به اصلاح مصوبه اقدام و سپس دستور فوري توقف اجرا را صادر  نمايد... هيئت دولت و کميسيون&amp;nbsp;هاي (آن) مکلفند علاوه بر ارسال متن مصوبات و  مستندات آن به درخواست رئيس مجلس، سوابق و اطلاعات و متن مذاکرات و  کميسيون&amp;nbsp;هاي مربوطه را در اسرع وقت در اختيار وي قرار دهند... اگر بين رئيس  مجلس و هيئت دولت و کميسيون&amp;nbsp;هاي مربوطه از جهت استنباط از قوانين اختلاف  نظر حاصل شود نظر رئيس مجلس معتبر است&amp;raquo; (حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، ج  2، تأليف دکتر سيدمحمد هاشمي)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;حال با توجه به صراحت اصل 138 و ماده  قانوني مربوط به اجراي آن که رئيس مجلس را مرجع قانوني براي نظارت بر  آيين&amp;nbsp;نامه&amp;nbsp;ها و مصوبات دولت دانسته به واقع اين سوال پيش مي&amp;nbsp;آيد که صدور  بخشنامه اخير از سوي رئيس جمهور با چه هدفي صورت گرفته است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;برخي  همچون اکرمي نماينده تهران اين بخشنامه را نوعي حاشيه&amp;nbsp;سازي براي پوشاندن  ناتواني&amp;nbsp;هاي دولت در مهار تورم، بيکاري و... عنوان کرده و يا برخي آن را به  رقابت&amp;nbsp;هاي رياست آينده مجلس مرتبط مي&amp;nbsp;کنند و يا اين که عده&amp;nbsp;اي آن را متأثر  از روند رسيدگي به پرونده فساد بزرگ دانسته و رسيدن اين پرونده به مراحل  حساس و مطرح شدن اسامي برخي چهره&amp;nbsp;هاي جنجال برانگيز در آخرين جلسه دادگاه  فساد بزرگ رادر اتخاذ مواضعي انتقادآميز از برخي دستگاه&amp;nbsp;هاي نظارتي و صدور  اين بخشنامه براي تحت الشعاع قرار دادن اين موضوع بي&amp;nbsp;تأثير نمي&amp;nbsp;دانند. اين  که انگيزه اصلي رئيس جمهور از ابلاغ اين بخشنامه و انتشار خبر آن چيست شايد  در آينده نزديک روشن&amp;nbsp;تر شود اما آنچه قطعي است اين نکته است که چرا وقت و  توان دستگاه&amp;nbsp;هاي مختلف در سالي که سال توليد ملي و حمايت از کار و سرمايه  ايراني نام گرفته صرف اصطکاک و چالش&amp;nbsp;هايي مي&amp;nbsp;شود که قانون اساسي به وضوح  تکليف آن را روشن کرده است&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a title=&quot;خراسان - مورخ سه&amp;zwnj;شنبه 1391/02/12 شماره انتشار 18107  نويسنده: سيدحميدحسيني&quot; href=&quot;http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&amp;amp;year=1391&amp;amp;month=2&amp;amp;day=12&amp;amp;id=1670087&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/378/%d8%a8%d8%ae%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87+%d8%a7%d9%8a+%d8%b9%d9%84%d9%8a%d9%87+%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86/" title="بخشنامه اي عليه قانون" type="text/html" />
<author><name></name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/377/%d9%85%d8%b1%d8%a7+%d8%ad%d8%b3%d9%88%d8%af+%d9%85%d9%8a+%d9%83%d9%86%d8%af/</id>
<updated>Sun, 22 Apr 2012 22:04:00 GMT</updated>
<title type="text">مرا حسود مي كند</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p&gt;دستت را مي گذاري روي مرزي ترين نقطه وجودت يک حس گمشده آهسته شروع مي کند به جوانه زدن ...&amp;nbsp; سلام مي کني چشمت مست تماشاي گنبد طلا مي شود... بو مي کشي تا ريه هايت پر شود از عطر حضور نگاه مهربان امام و احساس تازگي انديشه هاي خسته ات را فرا مي گيرد... زير لب زمزمه مي کني يا ضامن آهو يا امام رئوف يا غريب الغربا حواست به من هست؟ دلت را جا گذاشتي در حرم و گره اش زدي به ضريح امام ...&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;روياي زخمي پروانه&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i8.tinypic.com/81587du.jpg&quot; alt=&quot;ضريح&quot; width=&quot;383&quot; height=&quot;239&quot; /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/377/%d9%85%d8%b1%d8%a7+%d8%ad%d8%b3%d9%88%d8%af+%d9%85%d9%8a+%d9%83%d9%86%d8%af/" title="مرا حسود مي كند" type="text/html" />
<author><name></name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/376/%d9%85%d8%a7%d9%85%d9%86+%d9%86%d8%a7+%d8%a7%d9%85%d9%86+%d9%85%d9%86/</id>
<updated>Sun, 22 Apr 2012 21:47:00 GMT</updated>
<title type="text">مامن نا امن من</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;پنجره کاهگلي&quot; src=&quot;http://up.vatandownload.com/images/u1btcrnmiz2bne0bwf44.jpg&quot; alt=&quot;پنجره کاهگلي&quot; width=&quot;458&quot; height=&quot;343&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تمام بي پناهي ما از جايي شروع شد که به بستر خانه هاي آجري پناه برديم و در لابه لاي تير آهن هاي خلوت و آرام گم شديم ....&lt;br /&gt;خانه ، بودن با تو و لمس چهره پر چين و چروکت را از من گرفت&lt;br /&gt;در آن زمان تو بودي و گيسو هايي بافته ات که تاب خوردن روي آن از هر خلوت و آرامش آهنيني دل نشين تر بود.....&lt;br /&gt;هجوم صداها بود در سکوت ...&lt;br /&gt;کسي چه مي داند...&lt;br /&gt;شايد بتوان نام اين احساس را درد بي دردي گذاشت!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/376/%d9%85%d8%a7%d9%85%d9%86+%d9%86%d8%a7+%d8%a7%d9%85%d9%86+%d9%85%d9%86/" title="مامن نا امن من" type="text/html" />
<author><name></name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/375/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4+%d8%af%d8%b1+%d8%b3%d8%a7%d8%af%da%af%d9%8a+%d8%a7%d8%b3%d8%aa/</id>
<updated>Tue, 24 Jan 2012 14:38:00 GMT</updated>
<title type="text">آرامش در سادگي است</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div id=&quot;newsTitle&quot;&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;img id=&quot;newsImage&quot; src=&quot;http://www.khorasannews.com/NewsImage.aspx?id=145553&amp;amp;filename=81-2.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;آيا تاکنون از خود پرسيده&amp;nbsp;ايد که چگونه مي&amp;nbsp;توان به آرامش رسيد؟&amp;nbsp;آيا اصلا آرامشي وجود دارد؟&amp;nbsp;گاهي انسان با خود مي&amp;nbsp;انديشد که آرامشي در کار نيست و هر چه هست اضطراب و استرس و نگراني و هياهو براي هيچ است. وقتي به زندگي خود نگاه مي&amp;nbsp;کند، مي&amp;nbsp;بيند که گويا بايد آرامش را به کلي فراموش کند و يا آن را فقط در خاطرات دوران کودکي به ياد آورد. اما آيا به واقع هيچ راهي براي رسيدن به آرامش نيست؟&amp;nbsp;اگر مي&amp;nbsp;خواهيد بدانيد چگونه مي&amp;nbsp;توان به آرامش رسيد توصيه مي&amp;nbsp;کنيم ادامه مطلب را بخوانيد.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;آرامش، گمشده انسان امروزي&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;بعضي وقت&amp;nbsp;ها انسان ناگهان احساس مي&amp;nbsp;کند که ديگر نمي&amp;nbsp;تواند فکر کند، کار کند، از زندگي بهره ببرد و حتي نمي&amp;nbsp;تواند از نوشيدن يک فنجان چاي لذت ببرد. دکتر علي پژوهنده مشاور و روان&amp;nbsp;شناس با اين مقدمه ادامه مي&amp;nbsp;دهد:&amp;nbsp; بدتر از همه اين که فرد نمي&amp;nbsp;داند چرا تا اين حد بي&amp;nbsp;قرار است و از کجا و کي اين چنين ناآرام و پريشان شده است. فشار افکار متفاوت، تجزيه و تحليل اتفاقات روزمره و حرف&amp;nbsp;هاي ديگران براي فرد آن&amp;nbsp;قدر سخت و پيچيده مي&amp;nbsp;شود و عرصه را بر او تنگ مي&amp;nbsp;کند که دلش مي&amp;nbsp;خواهد فرياد بکشد که &amp;laquo;ديگر بس است&amp;raquo; اما در بيشتر مواقع گفتن همين جمله هم باعث بدتر شدن اوضاع و واکنش دفاعي اطرافيان مي&amp;nbsp;شود. واقعيت اين است که پاسخي قطعي براي اين سوال که چرا گاهي دچار چنين حالاتي مي&amp;nbsp;شويم، وجود ندارد. سريع&amp;nbsp;ترين جوابي که به ذهن مي&amp;nbsp;رسد اين است که فرد به اصطلاح قاطي کرده است! اما بدون مقدمه نمي&amp;nbsp;توان به چنين نتيجه&amp;nbsp;اي رسيد. هر يک از ما يک نوع تربيت خاص داشته&amp;nbsp;ايم و تجربيات منحصر به فردي کسب کرده&amp;nbsp;ايم. براي روشن&amp;nbsp;تر شدن اين موضوع مثالي مي&amp;nbsp;زنم. هر يک از ما مانند رايانه داراي ميزان گنجايش، حافظه و سرعت متفاوتي از ديگران هستيم. همان&amp;nbsp;طور که مي&amp;nbsp;دانيد در رايانه مغز پردازشگر CPU است و معمولا درايوي که سيستم عامل روي آن نصب مي&amp;nbsp;شود، درايو C يا D است. مهندسان معمولا پيشنهاد مي&amp;nbsp;کنند کاربران در اين درايو اطلاعات غيرضروري را قرار ندهند و از درايوهاي جانبي براي اين کار استفاده کنند. زيرا هنگامي که اين درايو بيش از حد اندازه شلوغ باشد، پردازش اطلاعات به کندي انجام مي&amp;nbsp;شود و حتي ممکن است رايانه از کار بيفتد. درباره انسان نيز همين وضع وجود دارد. يعني گاهي آن&amp;nbsp;قدر فرمان&amp;nbsp;هاي پشت سر هم در هوشياري خود داريم که نمي&amp;nbsp;دانيم کدام را بايد اول پاسخ دهيم. بخش هوشيار مغز ما تقريبا شبيه درايو C رايانه است و وظيفه رسيدگي به امور شخصي و اجتماعي ما را برعهده دارد. حال فرمان&amp;nbsp;هاي پشت سرهم، کارهاي انجام نشده، کارهاي ناتمام، سوالات بي&amp;nbsp;پاسخ، مشکلات مالي، خانوادگي، اجتماعي و شخصي و فکر کردن درباره نيازهاي همسر و فرزندان همه با هم و طي چند روز متوالي چنان فشاري بر شخص وارد مي&amp;nbsp;کند که باعث مي&amp;nbsp;شود ناخودآگاه آرام و قرار خود را از دست بدهد و هدفش را گم کند.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;تبعات&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;اين وضعيت براي بيشتر مردم چندان خطرناک نيست اما براي معدودي مي&amp;nbsp;تواند بسيار خطرناک باشد و به روان&amp;nbsp;نژندي و روان&amp;nbsp;پريشي منجر شود. گفته مي&amp;nbsp;شود در اين وضعيت افراد برون&amp;nbsp;گرا بهتر از افراد درون&amp;nbsp;گرا با شرايط سازگار مي&amp;nbsp;شوند. زيرا با برون&amp;nbsp;ريزي هيجانات منفي خود را از شر هيجانات منفي آزاد مي&amp;nbsp;کنند؛&amp;nbsp;در حالي که افراد درون&amp;nbsp;گرا توانايي چنين واکنشي را ندارند و انباشته شدن افکار منفي در روان، سبب بروز بيماري&amp;nbsp;هاي رواني نظير افسردگي، اضطراب، بيماري&amp;nbsp;هاي روان-تني يعني بيماري&amp;nbsp;هاي جسمي که منشاء رواني دارد و حتي اسکيزوفرني مي&amp;nbsp;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;يک مثال عيني&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;وي در ادامه توضيحات خود چنين مي&amp;nbsp;گويد:&amp;nbsp; يک کارمند ساده را در نظر بگيريد که در يک شرکت معتبر مشغول کار است. هم زمان در يک دانشگاه با شهريه بالا تحصيل مي&amp;nbsp;کند و بايد يک خانواده 3 نفره را هم اداره کند. هر روز ساعت 6 صبح از منزل خارج مي&amp;nbsp;شود و زودتر از ساعت 8 شب به منزل بازنمي&amp;nbsp;گردد. بيشتر اوقات به کارهايش نمي&amp;nbsp;رسد و در اداره کار عقب مانده زيادي دارد. به علت ساعت کاري در بيشتر کلاس&amp;nbsp;هاي دانشگاه شرکت نمي&amp;nbsp;کند و اغلب از او شکايت دارند که چرا غيبت مي&amp;nbsp;کند. وقتي به منزل مي&amp;nbsp;رسد با شکايت&amp;nbsp;هاي فراوان همسر و فرزندان درباره برآورده نشدن نيازهايشان رو&amp;nbsp;به&amp;nbsp;رو مي&amp;nbsp;شود و از اين همه استرس و فشار و اضطراب به تنگ مي&amp;nbsp;آيد. اگر چنين فردي گوش شنوايي پيدا کند، بي&amp;nbsp;گمان جملاتي نظير &amp;laquo;ديگر کلافه شده&amp;nbsp;ام&amp;raquo;، &amp;laquo;بدجوري کم آورده&amp;nbsp;ام و ديگر تحمل ندارم&amp;raquo; را به زبان خواهد آورد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر به عنوان يک مشاور از وي بخواهيم 5 دقيقه درباره خود، زندگي، اهداف و خواسته&amp;nbsp;هايش حرف بزند و به طور دقيق بگويد چرا کلافه است به زحمت مي&amp;nbsp;تواند حرف مهمي بزند. زيرا بيش از پاسخ در ذهنش، سوالات بي&amp;nbsp;پاياني دارد که همان&amp;nbsp;ها او را گيج و درمانده کرده است. او بالقوه خواهان تمام صفات و توانمندي&amp;nbsp;هايي است که در ديگران مي&amp;nbsp;بيند اما نمي&amp;nbsp;تواند آن&amp;nbsp;ها را در زندگي خود اعمال کند. روزي زندگي&amp;nbsp;نامه يک فرد مخترع را مي&amp;nbsp;خواند و دوست دارد مانند او کار مهمي را انجام دهد. روز ديگر با نويسنده&amp;nbsp;اي آشنا مي&amp;nbsp;شود و تا مدتي ذهنش درگير کار نويسندگي است. او به واقع نمي&amp;nbsp;داند کيست و چه مي&amp;nbsp;خواهد. به هر جزئي از زندگي&amp;nbsp;اش نگاه مي&amp;nbsp;کند ضعف مي&amp;nbsp;بيند و خود را کمتر از آن مي&amp;nbsp;بيند که بتواند کار مهمي انجام دهد. او مي&amp;nbsp;خواهد نقاط ضعف خود را به قوت تبديل کند؛ اين ويژگي به خودي خود خوب است اما امکانات انساني و فرصت&amp;nbsp;ها کم است و واضح است که اين شيوه تفکر در درازمدت به اضطراب و تشويق تبديل مي&amp;nbsp;شود. او دائم احساس ناکامي مي&amp;nbsp;کند و در حال سرزنش خويش است. اين حالت کم&amp;nbsp;کم به خشم دروني و سپس پرخاشگري تبديل مي&amp;nbsp;شود. به طوري که خود فرد متوجه تغيير روحيات و حالات خود مي&amp;nbsp;شود.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;آرامش کجاست؟&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;اين مشاور درباره يکي از راه&amp;nbsp;هاي رسيدن به آرامش مي&amp;nbsp;گويد:&amp;nbsp;اگر اين فرد بتواند ساده&amp;nbsp;تر باشد، به آرامش دست مي&amp;nbsp;يابد. او تنها بايد قدري از اين ايده&amp;nbsp;آل&amp;nbsp;نگري که به آن تمايل زيادي پيدا کرده است، بکاهد، زندگي او بسيار پيچيده شده و اين پيچيدگي به مرور زمان به وجود آمده است. به طوري که رفته رفته و به دست خود او، حلقه اين کمند تنگ و تنگ&amp;nbsp;تر شده و راه گريز را دشوار کرده است. در واقع بايد گفت علت اضطراب&amp;nbsp;ها، آشفتگي، دردسرها و مشکلات کوچک و بزرگ ما انسان&amp;nbsp;ها پيچيده کردن زندگي است. وقتي که مردم ايده&amp;nbsp;آل&amp;nbsp;هاي بزرگي براي خود در نظر مي&amp;nbsp;گيرند، مديريت تک&amp;nbsp;تک اين ايده&amp;nbsp;آل&amp;nbsp;ها و هماهنگ کردن جسم و روان براي رسيدن به آن بسيار سخت و حتي دست&amp;nbsp;نيافتني مي&amp;nbsp;شود. فرض کنيد فردي هم&amp;nbsp;زمان چندگوي را به بالا پرتاب و تلاش کند آن&amp;nbsp;ها را بگيرد. حتي يک بازيگر سيرک با فاصله زماني مشخص گوي&amp;nbsp;ها را پرتاب مي&amp;nbsp;کند تا بتواند به ترتيب آن&amp;nbsp;ها را بگيرد. اما بيشتر ما گوي&amp;nbsp;هاي خود را هم&amp;nbsp;زمان پرتاب مي&amp;nbsp;کنيم و چون مهارت نداريم نمي&amp;nbsp;توانيم تعدادي از آن&amp;nbsp;ها را جمع کنيم. بنابراين در اهدافمان شکست مي&amp;nbsp;خوريم و اين شکست&amp;nbsp;ها ما را بسيار آشفته مي&amp;nbsp;کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بهتر است در قدم اول ياد بگيريم چه طور استرس&amp;nbsp;هاي خود را کم و آن را کنترل کنيم. اين کار در قالب &amp;laquo;آموزش کنترل استرس&amp;raquo; ميسر است. همچنين لازم است هر کس در هر وضعيت و سطح اقتصادي و اجتماعي که قرار دارد زندگي&amp;nbsp;اش را ساده کند و از آن لذت بيشتري ببرد. مهم&amp;nbsp;ترين اصلي که بايد در نظر داشت اين است که سادگي، دستور خاصي ندارد. فقط در هر لحظه بايد از خود بپرسيد اکنون هدفم چيست؟&amp;nbsp; مهم&amp;nbsp;ترين هدف، نزديک&amp;nbsp;ترين عملي است که لازم است آن را انجام داد. نکته اين جاست که برخي افراد از ساده شدن مي&amp;nbsp;ترسند. اين مسئله بيشتر به هنگام هيپنوتيزم قابل مشاهده است. هيپنوتيزم پديده عجيبي نيست بلکه اساس آن بر ساده شدن فرد متمرکز است. يعني از فرد خواسته مي&amp;nbsp;شود که براي دقايقي تمام افکار روزانه، پيچيدگي&amp;nbsp;ها و دغدغه&amp;nbsp;هاي خود را کنار بگذارد و تنها روي يک عمل متمرکز شود. اين عمل يعني ساده شدن، گاهي براي برخي افراد ترس&amp;nbsp;آور است. در نهايت بايد گفت براي ما که در جوامع پيچيده امروزي زندگي مي&amp;nbsp;کنيم، براي ما که عادت کرده&amp;nbsp;ايم آرامش را از سخت&amp;nbsp;ترين روش&amp;nbsp;ها به دست آوريم، براي ما که مي&amp;nbsp;انديشيم حتما بايد هيچ دغدغه&amp;nbsp;اي نداشت تا آرام بود و آرامش تنها زماني مفهوم مي&amp;nbsp;يابد که به تمامي اهدافمان رسيده باشيم، براي ما که &amp;laquo;اکنون&amp;raquo; خود را فداي آينده&amp;nbsp;اي نامشخص و يا گذشته&amp;nbsp;اي از دست رفته مي&amp;nbsp;کنيم، راه رسيدن به آرامش در سادگي است.&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;چکيده&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;آرامش دست يافتني است&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;آرامش دست يافتني است اگر بتوانيم هدف&amp;nbsp;هاي خود را مشخص کنيم و روي اهدافمان تمرکز داشته باشيم. داشتن افق&amp;nbsp;هاي دور و دراز در زندگي که شايد بتوان از آن به آرزوهاي دست&amp;nbsp;نيافتني ياد کرد، فرد را دچار اضطراب و ناآرامي مي&amp;nbsp;کند در حالي که با داشتن آرامش و توکل برخدا مي&amp;nbsp;توان به بسياري از خواسته&amp;nbsp;ها رسيد تنها بايد با کمي مديريت و ارزيابي شرايط و امکانات روي توانايي و هدف&amp;nbsp;هايمان تمرکز داشته باشيم و کارها را به پيش ببريم. بايد ياد بگيريم که زندگيمان را براساس شرايط و موقعيت&amp;nbsp;مان تنظيم کنيم و ساده زندگي کنيم تا از آن لذت بيشتري ببريم&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a title=&quot;خراسان - مورخ سه&amp;zwnj;شنبه 1390/02/27 شماره انتشار 17837 &quot; href=&quot;http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&amp;amp;year=1390&amp;amp;month=2&amp;amp;day=27&amp;amp;id=714354&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/375/%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85%d8%b4+%d8%af%d8%b1+%d8%b3%d8%a7%d8%af%da%af%d9%8a+%d8%a7%d8%b3%d8%aa/" title="آرامش در سادگي است" type="text/html" />
<author><name></name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/374/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%8a%d8%aa+%d9%be%d8%b0%d9%8a%d8%b1%d9%8a+%d8%b1%d8%a7+%d8%aa%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%86+%da%a9%d9%86%d9%8a%d8%af/</id>
<updated>Sat, 14 Jan 2012 12:02:00 GMT</updated>
<title type="text">مسئوليت پذيري را تمرين کنيد</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div id=&quot;ctl00_content_NewsContent&quot;&gt;
&lt;div id=&quot;newsTitle&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;آيا تاکنون با خود انديشيده&amp;nbsp;ايد که تا چه اندازه مسئولانه رفتار مي&amp;nbsp;کنيد. به مسئوليتي که به شما واگذار شده است تا چه حد عمل مي&amp;nbsp;کنيد و مي&amp;nbsp;توانيد خود را انسان مسئوليت&amp;nbsp;پذيري بناميد؟ به راستي چه کسي را مي&amp;nbsp;توان مسئوليت&amp;nbsp;پذير خواند؟ همه ما تعريف مبهمي از مسئوليت پذيري در ذهن داريم که در مواجهه با گرفتاري&amp;nbsp;ها و مشکلات روزمره آن را بازخواني مي&amp;nbsp;کنيم و بدون نتيجه&amp;nbsp;اي مشخص از آن چه رخ داده است، انگشت اتهام را به سوي ديگران نشانه مي&amp;nbsp;گيريم. شايد بهتر باشد اين واژه مهم را دوباره تعريف کنيم و با درک درستي از آن چه به زبان مي&amp;nbsp;آوريم، زندگي بهتري را براي خود رقم بزنيم. براي واکاوي اين مفهوم اساسي در زندگي فردي و اجتماعي مطالب دکتر &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;علي پژوهنده &lt;/span&gt;روان شناس و مشاور&amp;nbsp;را در ادامه بخوانيد.&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot;&gt;&lt;img id=&quot;newsImage&quot; src=&quot;http://www.khorasannews.com/NewsImage.aspx?id=140656&amp;amp;filename=81.jpg&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;مسئوليت پذيري چيست &lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;دکتر پژوهنده مسئولانه بودن را يکي از ملاک&amp;nbsp;هاي سه گانه رفتار سالم از ديد روان شناسي برمي&amp;nbsp;شمارد و مي&amp;nbsp;گويد: دو ملاک ديگر يکي منطبق بودن آن با واقعيت و ديگري توجه به قانون و حقوق ديگران است. البته در باب مسئوليت پذيري سخن بسيار است و تمامي تلاش روان شناسي - و شايد بتوان گفت تمام علوم انساني - بر آن بوده است که با آگاهي بخشيدن به انسان، او را در قبال شرايط زندگي&amp;nbsp;اش مسئوليت پذير کند. اگر به تاريخ بشري نگاهي بيندازيم از ميان هزاران ميليارد انساني که تاکنون بر کره خاکي زيسته&amp;nbsp;اند تنها افرادي نام و يادي از خود برجاي گذاشته&amp;nbsp;اند که در قبال خود و جامعه انساني احساس مسئوليت کرده&amp;nbsp;اند. انسان مسئول اهل رعايت است، او به ارزش&amp;nbsp;هاي دروني معتقد است و از آن&amp;nbsp;ها پاسداري مي&amp;nbsp;کند. آن گونه که مولاي متقيان امام علي عليه السلام مي&amp;nbsp;فرمايد: کلکم راع و کلکم مسئول عن رعيته.نکته اين جاست که عموم مردم مسئوليت پذيري را چنين معنا مي&amp;nbsp;کنند که فردي به وظايف روزمره خود در قبال خانواده و اجتماع عمل کند. اين تعريف درست است اما کامل نيست. &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;انسان مسئوليت پذير کسي است که ابتدا در قبال خودش به تمامي و سپس در قبال وظايف و مسئوليت&amp;nbsp;هايش احساس مسئوليت کند.&lt;/span&gt; منظور از &amp;laquo;به تمامي&amp;raquo; اين است که خود را مسئول تمامي احساسات ، افکار، رفتارها و تجاربش بداند. اشاره به اين نکته خالي از لطف نيست که ما نبايد خود را مسئول تمامي اتفاقاتي که برايمان مي&amp;nbsp;افتد، بدانيم بلکه ما مسئول تمام تجاربي که به دست مي&amp;nbsp;آوريم هستيم. منظور از تجارب تمامي افکار، احساسات و رفتارهايي است که انجام مي&amp;nbsp;دهيم. انتظار اين که جهان جايي منصفانه باشد ، انتظار نامعقولي است و کساني که چنين باوري دارند، همواره از بي&amp;nbsp;عدالتي&amp;nbsp;ها و بي&amp;nbsp;انصافي&amp;nbsp;هاي مردم، شکوه و گلايه سرمي&amp;nbsp;دهند. بايد بپذيريم که اتفاقات بي&amp;nbsp;شماري مي&amp;nbsp;افتد که تحت کنترل ما نيست و ما هيچ گونه مسئوليتي در بروز آن&amp;nbsp;ها نداشته&amp;nbsp;ايم مانند مرگ عزيزان ، بلاياي طبيعي، بدرفتاري برخي از مردم و ...وي درباره رويکرد بيشتر مردم در قبال مسئوليت مي&amp;nbsp;گويد: بيشتر مردم به جاي رفتار مسئولانه ، يا بيش از اندازه مسئوليت&amp;nbsp;پذير مي&amp;nbsp;شوند و يا مسئوليت گريزي مي&amp;nbsp;کنند. در صورتي که افراط و تفريط در مسئوليت پذيري اشتباه است. وقتي که بيش از حد مسئوليت پذير مي&amp;nbsp;شويم همانند وقتي که مسئوليت گريز مي&amp;nbsp;شويم، دچار مشکل خواهيم شد. افرادي که براي تمامي اتفاقاتي که برايشان مي&amp;nbsp;افتد، به دنبال دليلي در رفتار خود هستند، دچار مسئوليت پذيري بيش از حد هستند. به طور مثال اگر براي تصادفي که در رخ دادن آن تقصيري نداشته&amp;nbsp;ايم، در حال يا گذشته به دنبال دليل بگرديم، دچار مسئوليت پذيري افراطي شده&amp;nbsp;ايم.منظور از مسئوليت گريزي نيز اين است که فرد به جاي اين که مسئوليت احساس، فکر يا رفتارش را بپذيرد، شروع به يافتن دليلي در بيرون از خود مي&amp;nbsp;کند. به عنوان مثال تاکنون بسيار شنيده ايم که کسي، ديگري را مسئول عصبانيت خود مي داند. جملاتي مثل &amp;laquo;تو باعث شدي من عصباني شوم&amp;raquo; يا &amp;laquo;توکاري کردي که از صبح تا شب عصبي باشم&amp;raquo; حکايت از اين موضوع دارد. اين فرد در واقع به هيچ وجه در قبال احساساتش، مسئوليتي نمي&amp;nbsp;پذيرد و ديگري را مسئول احساسات منفي&amp;nbsp;اش مي&amp;nbsp;داند. واقعيت اين است که بسياري از ما گرفتار چنين مشکلي هستيم و ديگران را مسئول احساسات منفي خود مي&amp;nbsp;دانيم. درحالي که بايد دانست احساسات زاييده افکار ماست. اگر عصباني هستيد حتما پيش از آن که عصباني شويد، فکري کرده&amp;nbsp;ايد. احساسات تحت کنترل ما نيست اما افکار را مي&amp;nbsp;توان کنترل کرد.بنابراين ما به طور غيرمستقيم مي&amp;nbsp;توانيم احساسات خود را تعيين و کنترل کنيم. اگر همين الان براي چند لحظه به يک اتفاق خوب درگذشته فکر کنيد مي&amp;nbsp;بينيد که به تدريج احساسات مربوط به آن زمان دوباره تجربه خواهد شد. عکس اين حالت هم صحيح است. با فکرکردن به مسائل منفي در گذشته و در حال مي&amp;nbsp;توانيم احساس عصبانيت و ساير احساسات منفي را در خود ايجاد کنيم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;strong&gt;اصول مسئوليت&amp;nbsp;پذيري&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;به طور کلي از نظر روان&amp;nbsp;شناسي، رفتار مسئولانه رفتاري است که داراي 6 ملاک زير باشد. &lt;span style=&quot;color: #ff0000;&quot;&gt;براي اين که بدانيم تا چه اندازه انسان مسئوليت&amp;nbsp;پذيري هستيم، لازم است ببينيم چند مورد از ملاک&amp;nbsp;هاي زير را رعايت مي&amp;nbsp;کنيم. 1 - هرگز هيچ کس را براي شرايط، وضعيت، کارها، داشته ها يا نداشته&amp;nbsp;ها و يا هر احساسمان سرزنش نکنيم. 2 - هرگز خود را سرزنش نکنيم. 3 - بدانيم چه هنگام از زير بار مسئوليت شانه خالي مي&amp;nbsp;کنيم و يا آن را گردن ديگري مي&amp;nbsp;اندازيم.4 - هرگز بدون داشتن دليل و مدرک درباره رفتار کسي پيش&amp;nbsp;داوري نکنيم. 5 - به سود و زيان رفتارهاي کنوني خود هوشيار بوده و در صورت نياز شرايط را تغيير دهيم. 6 - از ايجاد تغييري که ما را به شرايط مطلوب نزديک&amp;nbsp;تر مي&amp;nbsp;کند طفره نرويم. به عبارت ديگر کسي که هرگز خود و ديگران را سرزنش نمي&amp;nbsp;کند.&lt;/span&gt; مسئوليتي را که به او واگذار شده، انجام مي&amp;nbsp;دهد. پيشداوري نمي&amp;nbsp;کند، کاري که او را به وضعيت مطلوبش نزديک مي&amp;nbsp;کند، انجام مي&amp;nbsp;دهد و کاري را که به او آسيب مي&amp;nbsp;زند و او را از وضعيت مطلوبش در زندگي دور مي&amp;nbsp;سازد، ترک نمايد يک فرد مسئوليت&amp;nbsp;پذير است. دکتر پژوهنده در توضيح اين اصول چنين مي&amp;nbsp;گويد: کسي که ديگران را به خاطر شرايط فعلي&amp;nbsp;اش سرزنش مي&amp;nbsp;کند، مسئوليت تغيير شرايطش را هم نمي&amp;nbsp;پذيرد زيرا سرزنش&amp;nbsp;کردن به او فرصتي نمي&amp;nbsp;دهد تا براي زندگيش فکري کند. همچنين کسي که عادت دارد پس از هر مشکل و اشتباهي خود را سرزنش کند نيز مسئوليتي در قبال تغيير شرايطش قبول نمي&amp;nbsp;کند. اين فرد تنها به سرزنش&amp;nbsp;کردن خود اکتفا مي&amp;nbsp;کند. با اين کار نه تنها مشکلي حل نمي&amp;nbsp;شود بلکه از نظر رواني ضعيف&amp;nbsp;تر مي&amp;nbsp;شود و امکان اشتباه او بالاتر مي&amp;nbsp;رود. پيش&amp;nbsp;داوري نيز عادت نامطلوب ديگري است که سبب سلب مسئوليت براي يافتن دليل واقعي رفتار ديگران مي&amp;nbsp;شود. ساده&amp;nbsp;تر اين است که به جاي جستجو و پرس و جو براي يافتن دليل واقعي رفتار يا گفتار ديگران براساس ظاهر کسي قضاوت کرد. به همين دليل اکثر ما پيش&amp;nbsp;داوري را انتخاب مي&amp;nbsp;کنيم تا مسئوليت يافتن دلايل ديگر را از خود سلب کنيم. اين درحالي است که فرد مسئوليت پذير هرگز به دنبال واگذاري کاري که به عهده گرفته به کس ديگري نيست و در صورت بروز مشکل، مسئوليت اشتباه خود را به عهده مي&amp;nbsp;گيرد و حاضر به جبران خسارت نيز هست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بسياري از مناقشات انساني به دليل همين ناديده&amp;nbsp;گرفتن مسئوليت&amp;nbsp;ها توسط طرفين ايجاد مي&amp;nbsp;شود. به عنوان مثال مرد يا زني که در قبال همسر و فرزندانش مسئوليتي به عهده نمي&amp;nbsp;گيرد يا آن را ناديده مي&amp;nbsp;گيرد و همواره بايد مسئوليتش را به او يادآوري کرد.وي ادامه مي&amp;nbsp;دهد: مسئوليت&amp;nbsp;پذيري همچنين به معناي آن است که براي تغيير شرايط زندگي کاري بکنيم. وقتي از شرايط موجود زندگي خود راضي نيستيم، احساس مي&amp;nbsp;کنيم زندگي آن گونه که انتظار داريم، پيش نمي&amp;nbsp;رود و هنگامي که آرزوي شرايط بهتري را داشته&amp;nbsp;ايم و شرايط ديگري را در زندگي شاهديم، زمان انجام تغييرات اساسي فرا رسيده است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;چگونه مسئولانه رفتار کنيم&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;
&lt;p&gt;اين مشاور و روان&amp;nbsp;شناس پس از تبيين مفاهيم اوليه مسئوليت&amp;nbsp;پذيري توصيه مي&amp;nbsp;کند، حال که فهميديم مسئوليت&amp;nbsp;&amp;nbsp;پذيري چيست نخست بايد دست از سرزنش کردن برداريم و خودمان و ديگران را به هيچ شکلي سرزنش نکنيم. سپس وظايفي را که بر عهده داريم به درستي انجام دهيم چه ديگران ببينند و چه نبينند. دست از پيش&amp;nbsp;داوري درباره رفتار ديگران برداريم و بدون دليل و مدرک شروع به خواندن ذهن آنان و نيت&amp;nbsp;شان نکنيم. در اين هنگام بايد فهرستي از رفتارهايي که مي&amp;nbsp;کنيم تهيه نماييم. آن گاه رفتارهايي که ما را به وضعيت مطلوب نزديک مي&amp;nbsp;سازند، رفتارهايي که ما را دور مي&amp;nbsp;کنند و رفتارهايي که بود و نبودشان تغييري در شرايط ما ايجاد نمي&amp;nbsp;کند، مشخص کنيم. به عنوان مثال جواني که آرزوي قبولي دانشگاه را دارد و اکنون کمتر از 3 ماه تا کنکور فاصله دارد ممکن است ليستي مشابه زير براي خود تهيه کند. 10 ساعت خواب، مطالعه کتب درسي، تماشاي فيلم و سريال، گردش روزانه بيش از 3 ساعت، تلفن و پيامک بيش از 1 ساعت، وقت&amp;nbsp;گذراني با رايانه و تست&amp;nbsp;زني به مدت نيم ساعت. حال بايد اين رفتارها را به 3 دسته تقسيم کرد. آن&amp;nbsp;هايي که او را به هدفش نزديک مي&amp;nbsp;کند، آن&amp;nbsp;هايي که او را از هدف دور مي&amp;nbsp;کند و آن&amp;nbsp;هايي که تغييري در وضعيت او نمي&amp;nbsp;دهد. در اين مثال ممکن است مطالعه و تست&amp;nbsp;زني در دسته اول، خواب، تلفن، پيامک، گردش، وقت&amp;nbsp;گذراني با رايانه در دسته دوم و فيلم و سريال در دسته سوم قرار بگيرند. پس از مشخص شدن اين رفتارها بايد بتواند رفتارهايي که او را از هدف دور مي&amp;nbsp;کنند و رفتارهايي که هيچ تغييري ايجاد نمي&amp;nbsp;کنند را حذف کند و رفتارهاي مطلوب را افزايش دهد. به اين ترتيب او مسئولانه به تغيير شرايط زندگي&amp;nbsp;اش اقدام کرده و احساس خوشايندي پيدا خواهد کرد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;a title=&quot;خراسان - مورخ سه&amp;zwnj;شنبه 1390/02/13 شماره انتشار 17826 &quot; href=&quot;http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=1&amp;amp;year=1390&amp;amp;month=2&amp;amp;day=13&amp;amp;id=696152&quot;&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/374/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%d9%8a%d8%aa+%d9%be%d8%b0%d9%8a%d8%b1%d9%8a+%d8%b1%d8%a7+%d8%aa%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%86+%da%a9%d9%86%d9%8a%d8%af/" title="مسئوليت پذيري را تمرين کنيد" type="text/html" />
<author><name></name></author>
</entry>

<entry>
<id>tag:hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/373/%da%a9%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%8a+%d9%84%d9%88%da%a9%d8%b3+%da%86%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%9f%2b%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%d9%8a%d8%b1+%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1+%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%d9%8a/</id>
<updated>Fri, 06 Jan 2012 13:43:00 GMT</updated>
<title type="text">کالاي لوکس چيست؟+تصاوير باور نکردني</title>
<content type="text/html" xml:base="Http://Modir.ParsiBlog.com" xml:space="preserve">&lt;div dir=&apos;rtl&apos;&gt;&lt;div style=&quot;direction: rtl; text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;min-width: 225px; display: inline-block; max-width: 300px; border: #cccccc 1px solid; padding: 3px;&quot;&gt;&lt;img title=&quot;کالاي لوکس چيست؟+تصاوير باور نکردني&quot; src=&quot;http://images.seemorgh.com/iContent2/Files/121662.jpg&quot; alt=&quot;کالاي لوکس چيست؟+تصاوير باور نکردني&quot; width=&quot;225&quot; height=&quot;150&quot; /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;
&lt;div style=&quot;display: inline-block; width: 300px; direction: rtl; padding-top: 10px; text-align: justify;&quot;&gt;يك كالاي لوكس به تمام معنا آنقدر لوكس هست كه حتي حمل و نقل آن هم با روشهاي عادي صورت نمي گيرد...&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;div style=&quot;direction: rtl; text-align: justify; padding: 10px;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 10pt; font-family: Tahoma;&quot;&gt;
&lt;div style=&quot; border-color: #666666;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;تابناک:برخلاف تصور شما به هنگام ديدن تيتر اين مطلب اصلا يک مقاله علمي براي شرح يک مفهوم اقتصادي نيست!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکثر مردم ما درک درستي از مفهوم کالاي لوکس ندارند، اما ما نيز قصد شرح دادن اين واژه را نداريم وقتي تصاوير زير گوياي همه چيز هست:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130906_340.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;417&quot; height=&quot;274&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;يك كالاي لوكس به تمام معنا آنقدر لوكس هست كه حتي حمل و نقل آن هم با روشهاي عادي صورت نمي گيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130907_504.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;417&quot; height=&quot;287&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130908_845.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;302&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;خوب تا حدودي فهميديم كالاي لوكس مان چيست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130909_669.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;اوج دقت اين همه كارگر در باز كردن بسته بندي نشانگر اوج قيمت اين كالاست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130910_684.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;325&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;و البته نوع روكش&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130911_536.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;299&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130912_766.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;255&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;حالا ديگر كالاي لوكس مان را كاملا مي توانيم مشاهده كنيم پس تصاوير بعدي را از دست ندهيد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانطور كه از تصوير مشخص است كالاي لوكس ما در حال تحويل به مشتري در كشور آمريكا است (شهر لاس وگاس) اما مطمئن باشيد حتي در كشور آمريكا هم اين كالا كاملا لوكس بوده و فقط عده انگشت شماري توان خريدن آن را دارند با اين توضيح ديگر مفهوم يك كالاي لوكس واقعي قطعا مشخص شد، نه؟&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پرسنل تحويل كالا هم محو آن شده اند و نفر پشتي در حال تهيه فيلم است!!&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130913_235.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;286&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130914_497.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;300&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130915_430.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130916_158.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;305&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
&lt;div&gt;&lt;img src=&quot;http://www.seemorgh.com/uploads/130917_423.jpg&quot; border=&quot;0&quot; alt=&quot;&quot; width=&quot;420&quot; height=&quot;230&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
&lt;div&gt;&amp;nbsp;&lt;/div&gt;
خوب نظر شما در مورد كمي رانندگي با همچين خودرويي چيست؟ حواستان باشد در يك كالاي لوكس نشسته ايد!&lt;/div&gt;
&lt;/div&gt;
&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p&gt;منبع سيمرغ&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</content>
<link href="http://hoseinshishechi.ParsiBlog.com/Posts/373/%da%a9%d8%a7%d9%84%d8%a7%d9%8a+%d9%84%d9%88%da%a9%d8%b3+%da%86%d9%8a%d8%b3%d8%aa%d8%9f%2b%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d9%88%d9%8a%d8%b1+%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1+%d9%86%da%a9%d8%b1%d8%af%d9%86%d9%8a/" title="کالاي لوکس چيست؟+تصاوير باور نکردني" type="text/html" />
<author><name></name></author>
</entry>

</feed>
