عجب اشتباهی کردم و به راحتی فریب یک مشت حرف احساسی را خوردم. من ساده لوح فکر می کردم ظاهر و باطن او یکی است و می تواند شریک خوبی برای زندگی ام باشد برای همین هم با اصرار و اجبار پدر و مادرم را راضی کردم که به خواستگاری اش بروند ولی...!
ادامه مطلب...
برچسبها: در امتداد تاریکی: بهانه!
تاریخ : سه شنبه 88/5/27 | 8:55 عصر | نویسنده : | نظر